محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2133

مرآة البلدان ( فارسى )

يافت مصمم دفاع و قتال شد و با دستجات لشكر ملل و ممالك ديگر كه با وى يك‌دل بودند از شهر بيرون آمده محاربهء سختى فى ما بين فئتين رخ نمود و شورشيان شكست فاحشى خورده منهزم و متفرق شدند و دو فرسنگ عقب نشسته پناه به كوهى بردند . بعد از دو سه روز ديگر باز خودآرائى نموده به طرف شهر يورش آوردند . مجددا سارداناپال عساكر شورشيان را استقبال نمود و قبل از آن‌كه نايرهء قتال اشتعال يابد رسولى نزد آنها فرستاد كه پادشاه دويست طالان « 1 » به رسم انعام و جايزت به شما مىدهد كه سر آرباس مدى را به جهت او اهدا و ارسال داريد و اگر شخصى او را زنده به حضور بياورد مضاعف اين مبلغ از خزانهء دولت عطيت و جايزت خواهد يافت . عساكر متفقهء با آرباس ، از سركرده و تابين ، چنان متحد و يك‌دل بودند كه هيچ اعتنائى به اين سخنان فريبنده نكرده آتش حرب و كينه را برافروختند و آغاز قتال نمودند . ولى كرة بعد اولى شكستى فاحش خورده روى از جنگ برتافتند و ديگربار به همان كوه پناه بردند . رؤساى ياغيان چون اين دفعه هم جز امارات بدبختى و ثمرات هزيمت و فرار از اين شورش و طغيان چيزى نديدند افسرده‌دل و آزرده‌خاطر شده مصمم فرار به اوطان خود گرديدند . بلزيس بابلى آنها را مانع شده به پادارى و ايستادگى و جدال تحريض كرد . آنها بار سيم رو به جنگ نهادند و اين دفعه نيز مغلوب گشته چنان منهزم شدند كه تا بابل فرار كردند و آرباس زخم منكرى برداشت . بلزيس ، بعد از وقوع اين قضيه شبى از اول شب تا صبح مشغول ديدن كواكب و نوشتن طلسمات و نيرنجات گرديد . على الصباح به سران سپاه و رؤساى لشكر آگاهى داد كه اگر پنج روز ديگر خوددارى « 2 » نموده با خصم مقاومت نمائيد به مراد و مقصود خود خواهيد رسيد . اتفاقا روز چهارم خبر رسيد كه عساكر باخترى - محتمل است كمكى كه سام نريمان جد رستم به فريدون نموده در اين مورد باشد . چه باكتريان ( باختريان ) كه مورخين يونان نوشته‌اند عبارت از حدود سيستان و افغانستان و قدرى از تركستان بوده - به رسم هرساله به جهت ساخلو بودن در نىنيو پايتخت آمده و در حوالى آنجا اردو زده‌اند . آرباس مصمم شد كه ايشان را استقبال نموده اولا اگر بتواند به كلمات نغز و سخنان

--> ( 1 ) - كه معادل سه كرور و يك صد و نود هزار تومان پول اين زمان باشد ( ا ع ) . ( 2 ) - به معناى خويشتندارى .